|
|
|
|
|
حضرت علی(ع): ...بگذارید و بگذرید ببینید ودل مبندید چشم بیاندازید و دل مبازید که دیر یا زود باید گذاشت وگذشت... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 15:15 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
...بدان، خدايي كه گنجهاي آسمان و زمين در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است.تو را فرمان داده كه از او بخواهي تا عطا كند، درخواست رحمت كني تا ببخشايد، و خداوند بين تو و خودش كسي را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد كند، و تو را مجبور نساخته كه به شفيع و واسطهاي پناه ببري، و در صورت ارتكاب گناه در توبه را مسدود نكرده است، در كيفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عيب نگرفته است، در آنجا كه رسوايي سزاوار توست، رسوا نساخته، و براي بازگشت به خويش شرائط سنگيني مطرح نكرده است، در گناهان تو را به محاكمه نكشيده، و از رحمت خويش نا اميدت نكرده، بلكه بازگشت تو را از گناهان نيكي شمرده است.هر گناه تو را يكي، و هر نيكي تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روي تو گشوده است.هر گاه او را بخواني، ندايت را ميشنود، و چون با او راز دل گويي راز تو را ميداند، پس حاجت خود را با او بگوي، و آنچه در دل داري نزد او باز گوي، غم و اندوه خود را در پيشگاه او مطرح كن، تا غمهاي تو را بر طرف كند و در مشكلات تو را ياري رساند.... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 22 آبان1388ساعت 12:53 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت علی (علیه السلام): آن كه باطن خويش را اصلاح كند خداوند امور ظاهري او را به سامان آرد، و آن كه به رسالت ديني خود عمل كند خداوند كارهاي دنياي او را كفايت كند، و آن كه رابطه خود و خدايش را نيكو سازد خداوند او را در بين مردم عزيز و محترم دارد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 5 آبان1388ساعت 20:10 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
...عمر در ذو الحجه سال بيست و سوم از هجرت با خنجرى كه به پهلوى او زدند،در بستر افتاد و پس از چند روز درگذشت.پيش از مردن،شش تن از ياران پيغمبر،يعنى على،عثمان،زبير،سعد پسر ابو وقاص،عبد الرحمان پسر عوف و طلحه را كه در آن روز در مدينه نبود نامزد كرد تا به مشورت بپردازند و در مدت سه روز خليفه مسلمانان را تعيين كنند. ابن اثير نوشته است: «صهيب را گفت امامت نماز را در اين سه روز به عهده گير و اين شش تن را در خانهاى درآور تا به مشورت بنشينند.اگر پنج تن آنان طرفدار يك تن بودند و يكى نپذيرفت،او را بكش.و اگر چهار تن طرفدار يكى و دو تن مخالف بودند آن دو را گردن زن،و اگر سه تن با يك نفر بودند عبد الله(بن عمر)را داور قرار دهيد.اگر به حكم داور راضى شدند خوب و گرنه آن طرفى را كه عبد الرحمان بن عوف در آنست بپذيرند.و هر كس مخالف بود او را بكش.» در برخى روايتهاست كه صهيب را مأمور نماز خواندن كرد و ابو طلحه انصارى را بر هيأت مشاوران گمارد. با چنين تركيبى از ياران رسول خدا و چنان سفارشى درباره پذيرفتن رأى آنان،از آغاز معلوم بوده است على به خلافت نخواهد رسيد،زيرا عبد الرحمن به خاطر خويشاوندى،طرف عثمان را رها نمىكرد.در پايان سه روز عبد الرحمان نزد على رفت و گفت:«اگر خليفه شوى به كتاب خدا و سنت رسول و سيرت دو خليفه پس از او رفتار خواهى كرد؟»على(ع)گفت:«اميدوارم در حد توان و علم خود رفتار كنم.»و چون از عثمان پرسيد گفت:«آرى.» عبد الرحمن با عثمان بيعت كرد و بدين ترتيب كار انتخاب خليفه پايان يافت. نخستين خردهاى كه بر تركيب اين شورا مىتوان گرفت اين است كه اگر خلافت پس از رسول خدا خاص على(ع)نيست و پيغمبر وى را در غدير خم به جانشينى خويش نگمارد و اگر انتخاب امام امت به عهده شورا است،چرا اعضاى اين شورا بايد همگى از مهاجران باشند؟چرا انصار نبايد در اين مجلس راه يابند؟اگر رسول خدا گفته باشد«الائمة من قريش»معنى آن اين است كه امام بايد از قريش باشد نه آنكه تنها قريش مىتوانند امام را بگزينند. دوم اينكه چرا تنها شش تن به مشورت نشينند؟مگر آن روز اصحاب حل و عقد تنها اين شش تن بودند؟سوم اينكه اگر يك تن يا دو تن مخالف بود چرا بايد گردن آنان را بزنند؟ چهارم اينكه اگر پس از سه روز نتوانستند كسى را بگزينند چرا همه را بكشند.اين همه سختگيرى و ترساندن اعضاى شورا براى چه بود؟و چرا بايد طرف عبد الرحمن پسر عوف قوى باشد؟اين چراهاست كه در طول 14 قرن بىپاسخ مانده يا پاسخى كه بدان دادهاند قانع كننده نيست.بهتر است سخن على(ع)را در اين باره بخوانيم: «چون زندگانى او به سر آمد گروهى را نامزد كرد و مرا در جمله آنان درآورد.خدا را.چه شورائى !من از نخستين چه كم داشتم كه مرا در پايه او نپنداشتند و در صف اينان گذاشتند؟ناچار با آنان انباز و با گفتگوشان دمساز گشتم.اما يكى از كينه راهى گزيد و ديگرى داماد خود را بهتر ديدو اين دوخت و آن بريد تا سومين به مقصود رسيد.» در اين كتاب نمىخواهم به داورى بنشينم و به خود اجازه نمىدهم در بحثى درآيم كه شايد بعض برادران مرا آزرده كند.اما تنها من نيستم كه به تحليل چنان داستان و آنچه در آن روزها رخ داد مىپردازم.چنين پرسشها براى هر خواننده پيش خواهد آمد و تا آنجا كه ممكن است بايد منصفانه بدان پاسخ داد... برگرفته از كتاب علي از زبان علي نويسنده:مرحوم دكتر جعفر شهيدي |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 13:35 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت علی (علیه السلام): در تربيت و شخصيّت تو همين بس كه آنچه از ديگران خوش نداري، خود از آن دوري گزيني. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 3 مهر1388ساعت 22:11 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
امام علي (عليه اسلام): « سوگند به خدا از مرگ نمي آيد به سوي من آينده اي كه از آن رنجشي داشته باشم ، و نه پيدا شونده اي كه آنرا نخواسته باشم و (براي مرگ ) نمي باشم مگر جوياي آب كه (به آب) برسد ، و مانند خواهاني كه (خواسته خود را ) دريابد و آنچه نزد خدااست براي نيكوكاران بهتر است.» «خدايا بر من ببخش آنچه را كه از من بدان داناتري، و اگر بدان بازگشتم تو به بخشايش بازگرد - كه بدان سزاوارتري -. خدايا بر من به بخشا وعدههايي را كه نهادم و آن را نزد من وفايي نبود، و بيامرز آنچه را به زبان به تو نزديكي جستم و دل راه مخالف آن را پيمود. خدايا بر من ببخشاي نگاههايي را كه نبايد، و سخناني كه به زبان رفت و نشايد، و آنچه دل خواست و نبايست، و آنچه بر زبان رفت از ناشايست.» (خطبه 77 نهج البلاغه) کوفه تو لیاقت امام نداری، ثابت کردی باز هم ثابت خواهی کرد، کوفه می دانی که شبها دگر صدای پای عاشقانه در کوچه پس کوچه هایت نمی پیچد؟ کوفه می دانی که چشم یتیمان به در مانده است؟ کوفه حتی چاه هم به انتظار نشسته است؟ کوفه می دانی از این به بعد روزهای تو هم تاریک است تاریک؟ نه کوفه تو لیاقت امام نداری. کوفه، تاریخ هیچ گاه خیانت تو را فراموش نخواهد کرد. در این شبهای عزیز ما رو فراموش نکنید. در پایان از عزیزی که با نام «حس غریب» خطبه 77 نهج البلاغه را برای ما گذاشتند صمیمانه تشکر می کنم. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 19:19 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
روز ولادت کریم اهل بیت، امام حسین مجتبی(علیه السلام) را به همه دوستداران آن حضرت تبریک می گم. امام حسن مجتبی (علیه السلام): ای فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهی عفیف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خداباشی.راضی باش بر آنچه كه خداوند سبحان برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تاهمیشه غنی و بی نیاز باشی. نسبت به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیكی و احسان نما تا مسلمان محسوب شوی. با افراد (مختلف) آنچنان بر خورد كن كه انتظار داری دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند. ماه رمضان را برای بندگان خود میدان مسابقه قرار داد. پس عدّه ای در آن ماه قرآن چراغ های هدایت به سوی نور و سعادت موجود است و این قرآن شفای |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 9:31 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام امروزتولد 3 سالگی این وبلاگه.درست 3 سال پیش در چنین روزی بود که اقدام به راه اندازی این وبلاگ کردم.خدا را شاکرم که به من ناچیز توفیق داد که تو این مدت این وبلاگ سرپا نگه دارم.در ادامه می تونیدقسمت نهم نامه حضرت علی (علیه السلام) به امام حسن مجتبی (علیه السلام) را بخونید «...بدان راهي پر مشقّت و بس طولاني در پيش روي داري، و در اين راه بدون كوشش بايسته، و تلاش فراوان، و اندازه گيري زاد و توشه، و سبك كردن بار گناه، موفّق نخواهي بود، بيش از تحمّل خود بار مسئوليّتها بر دوش منه، كه سنگيني آن براي تو عذاب آور است.اگر مستمندي را ديدي كه توشهات را تا قيامت ميبرد، و فردا كه به آن نياز داري به تو باز ميگرداند، كمك او را غنيمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالي داري بيشتر انفاق كن، و همراه او بفرست، زيرا ممكن است روزي در رستاخيز در جستجوي چنين فردي باشي و او را نيابي.به هنگام بينيازي، اگر كسي از تو وام خواهد، غنيمت بشمار، تا در روز سختي و تنگدستي به تو باز گرداند، بدان كه در پيش روي تو، گردنههاي صعب العبوري وجود دارد، كه حال سبكباران به مراتب بهتر از سنگين باران است، و آن كه كند رود حالش بدتر از شتاب گيرنده ميباشد، و سرانجام حركت، بهشت و يا دوزخ خواهد بود، پس براي خويش قبل از رسيدن به آخرت وسائلي مهيّا ساز، و جايگاه خود را پيش از آمدنت آماده كن، زيرا پس از مرگ، عذري پذيرفته نميشود، و راه باز گشتي وجود ندارد...» |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 23:30 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت علی(علیه السلام): اگر ديدگانتان را بگشاييد ميبينيد، و اگر راه پذير باشيد راه نشان داده شده است، و اگر گوشهاتان را باز كنيد پيامها را خواهيد شنيد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 19:31 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
...خدايا، بر محمد و خاندانش درود فرست و بينيازم كن از هر كار كه پرداختن به آن مرا از تو باز ميدارد. مرا به كاري وادار كه فردا از آن خواهي پرسيد، و چنان كن كه روزهاي عمرم در انجام دادنِ كاري سپري شود كه مرا براي آن آفريدهاي. بينيازم گردان و روزيام را فراوان ساز. مرا با نگريستن به داراييِ مردم، به فتنه مينداز. عزيزم گردان و به خود پسندي دچارم مكن. مرا به بندگي و خاكساريِ درگاهت توفيق ده و چنان مكن كه عبادت خويش را بزرگ پندارم و آن را تباه كنم. دست مرا وسيلهاي كن كه با آن به مردم نيكي رسد، و مخواه كه با كدورتِ منّت نهادن آميخته گردد. مرا از كردار شايسته بهرهمندي ده و از به خود نازيدنبركناردار. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 26 تیر1388ساعت 0:5 توسط احسان
|
|
||