تبليغاتX
همای رحمت

سلام

اربعین حضرت سید الشهدا (علیه السلام) و یاران با وفایش را به امام زمان (عج) و دوستداران آن حضرت،تسلیت عرض می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه 16 بهمن1388ساعت 16:36  توسط احسان  | 

...پس اي معبود من، با اشتياقِ تمام به سويت آمدم، و با اعتماد، دست اميد به دامانِ تو زدم،و دانستم كه كوه خواسته‌هاي من، پيش توانگري تو، كوچك است، و انبوه چشمداشتِ من از تو، در برابر رحمت‌هاي تو اندك؛ گنجايش لطفِ تو بيش از نيازِ خواهندگان است، و دستِ بخشش تو بالاتر از همه‌ي دستان.خدايا، پس بر محمد و خاندانش درود فرست و به لطف خود با من آن كن كه بخشش بسيار تو را سزاوار است، و به عدل خود با من آن مكن كه مرا شايسته است. من نخستين كسي نيستم كه به تو روي آورد و تو او را نعمت دادي، حال آن كه سزوار رانده شدن بود، و نخستين كسي نيستم كه دست خواهش به سويت دراز كرد و تو خواسته‌اش را برآوردي، حال آن كه سزاوار نااميدي بود..

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 بهمن1388ساعت 12:4  توسط احسان  | 

...و از گنجينه‏هاي رحمت او چيزهايي را درخواست كن كه جز او كسي نمي‏تواند عطا كند، مانند عمر بيشتر، تندرستي بدن، و گشايش در روزي.سپس خداوند كليدهاي گنجينه‏هاي خود را در دست تو قرار داده كه به تو اجازه دعا كردن داد، پس هر گاه اراده كردي مي‏تواني با دعا، درهاي نعمت خدا را بگشايي، تا باران رحمت الهي بر تو ببارد.

هرگز از تأخير اجابت دعا نا اميد مباش، زيرا بخشش الهي باندازه نيّت است، گاه، در اجابت دعا تأخير مي‏شود تا پاداش درخواست كننده بيشتر و جزاي آرزومند كامل‏تر شود، گاهي درخواست مي‏كني امّا پاسخ داده نمي‏شود، زيرا بهتر از آنچه خواستي به زودي يا در وقت مشخّص، به تو خواهد بخشيد، يا به جهت اعطاء بهتر از آنچه خواستي، دعا به اجابت نمي‏رسد، زيرا چه بسا خواسته‏هايي داري كه اگر داده شود مايه هلاكت دين تو خواهد بود، پس خواسته‏هاي تو به گونه‏اي باشد كه جمال و زيبايي تو را تأمين، و رنج و سختي را از تو دور كند، پس نه مال دنيا براي تو پايدار، و نه تو براي مال دنيا باقي خواهي ماند...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 دی1388ساعت 21:21  توسط احسان  | 

آدمي تا وعده نداده آزاد است.

دعوتگري كه به حرف خود عمل نكند تيراندازي را مانَد كه زه بر كمان ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه 27 آذر1388ساعت 18:25  توسط احسان  | 

كساني كه جلوتر رفته اند بگوييد برگردند و كساني كه عقب مانده اند بگوييد خود را برسانند

 

حمد و سپاس خدايی را كه در يگانگي خود بلند مرتبه، و در تنهايي و فرد بودنش نزديك است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است...

 

رحمت او همه چيز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است. در انتقام گرفتن خود عجله نمي كند و به آنچه از عذابش كه مستحقّ آنند مبادرت نمي ورزد...

 

شهادت مي دهم اوست خدايي كه همه چيز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چيز در مقابل عزّت او ذليل شده و همه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند....

نيست خدايي جز او كه با عزّت و آمرزنده است. اجابت كننده دعا، بسيار عطا كننده دعا، بسيار عطا كننده....

 

خداوند به من اعلام فرموده كه اگر آنچه در حق علي بر من نازل نموده ابلاغ نكنم رسالت او را نرسانده ام

 

جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد....

علي بن ابي طالب برادر من و وصي من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسي است جز اينكه پيامبري بعد از من نيست. و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است...

 

«صاحب اختيار شما خدا و رسولش هستند و كساني كه ايمان آورده و نماز را بپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند.»

 

و علي بن ابي طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده

حلالي نيست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان حلال كرده باشند، و حرامي نيست مگر آنچه خدا و رسولش و امامان بر شما حرام كرده باشند. خداي عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده است، و آنچه پرودگارم از كتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام....

 

اوست امام مبين كه خداوند در سوره يس ذكر كرده است: و هر چيزي را در امام مبين جمع كرديم....

 

اي مردم! او از طرف خداوند امام است، و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمي پذيرد و او را نمي بخشد، حتمي است بر خداوند كه با كسي كه با او مخالفت نمايد چنين كند و او را به عذابي شديد تا ابديت تا آخر روزگار معذب نمايد....

 

اي مردم! علي را فضيلت دهيد كه او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامي كه خداوند روزي را نازل مي كند و خلق باقي هستند...

 

هر كس من صاحب اختيار اويم اين علي صاحب اختيار اوست و او علي بن ابي طالب برادر و جانشين من است، و ولايت او از خداوند عزوجل است كه بر من نازل كرده است...

 

خداوندا دوست بدار هر كس علي را دوست بدارد و دشمن بدار هر كس علي را دشمن بدارد، و ياري كن هر كس علي را ياري كند و خوار كن هر كس علي را خوار كند، و لعنت نما هر كس علي را انكار كند و غضب نما بر هر كس كه حق علي را انكار نمايد...

 

« امروز دين شما را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را به عنوان دين شما راضي شدم»..

 

هيچ آيه رضايتي در قرآن نازل نشده مگر درباره او، هيچگاه خداوند مومنين را مورد خطاب قرار نداده مگر آنكه ابتدا او مخاطب بوده است، و هيچ آيه مدحي در قرآن نيست مگر درباره او، و خداوند در سوره «هَلْ اَتي» شهادت به بهشت نداده مگر براي او، و اين سوره جز او را مدح نكرده است....

 

اي مردم! هيچ سرزمين آبادي نيست مگر آنكه در اثر تكذيب (اهل آن آيات الهي را) خداوند قبل از روز قيامت آنان را هلاك خواهد كرد و آن را تحت حكومت امام مهدي خواهد آورد، و خداوند وعده خود را عملي مي نمايد...

 

واين چنين ماموريت پيامبران از آدم تا خاتم (ص) پايان يافت

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 8:21  توسط احسان  | 

حضرت علی(ع):

 

...بگذارید و بگذرید

          ببینید ودل مبندید

                   چشم بیاندازید و دل مبازید

                             که دیر یا زود باید گذاشت وگذشت...

+ نوشته شده در  جمعه 29 آبان1388ساعت 15:15  توسط احسان  | 

...بدان، خدايي كه گنج‏هاي آسمان و زمين در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است.تو را فرمان داده كه از او بخواهي تا عطا كند، درخواست رحمت كني تا ببخشايد، و خداوند بين تو و خودش كسي را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد كند، و تو را مجبور نساخته كه به شفيع و واسطه‏اي پناه ببري، و در صورت ارتكاب گناه در توبه را مسدود نكرده است، در كيفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عيب نگرفته است، در آنجا كه رسوايي سزاوار توست، رسوا نساخته، و براي بازگشت به خويش شرائط سنگيني مطرح نكرده است، در گناهان تو را به محاكمه نكشيده، و از رحمت خويش نا اميدت نكرده، بلكه بازگشت تو را از گناهان نيكي شمرده است.هر گناه تو را يكي، و هر نيكي تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روي تو گشوده است.هر گاه او را بخواني، ندايت را مي‏شنود، و چون با او راز دل گويي راز تو را مي‏داند، پس حاجت خود را با او بگوي، و آنچه در دل داري نزد او باز گوي، غم و اندوه خود را در پيشگاه او مطرح كن، تا غم‏هاي تو را بر طرف كند و در مشكلات تو را ياري رساند....

+ نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 12:53  توسط احسان  | 

حضرت علی (علیه السلام):

آن كه باطن خويش را اصلاح كند خداوند امور ظاهري او را به سامان آرد، و آن كه به رسالت ديني خود عمل كند خداوند كارهاي دنياي او را كفايت كند، و آن كه رابطه خود و خدايش را نيكو سازد خداوند او را در بين مردم عزيز و محترم دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 20:10  توسط احسان  | 

 قسمت های قبلی

...عمر در ذو الحجه سال بيست و سوم از هجرت با خنجرى كه به پهلوى او زدند،در بستر افتاد و پس از چند روز درگذشت.پيش از مردن،شش تن از ياران پيغمبر،يعنى على،عثمان،زبير،سعد پسر ابو وقاص،عبد الرحمان پسر عوف و طلحه را كه در آن روز در مدينه نبود نامزد كرد تا به مشورت بپردازند و در مدت سه روز خليفه مسلمانان را تعيين كنند.

ابن اثير نوشته است: «صهيب را گفت امامت نماز را در اين سه روز به عهده گير و اين شش تن را در خانه‏اى درآور تا به مشورت بنشينند.اگر پنج تن آنان طرفدار يك تن بودند و يكى نپذيرفت،او را بكش.و اگر چهار تن طرفدار يكى و دو تن مخالف بودند آن دو را گردن زن،و اگر سه تن با يك نفر بودند عبد الله(بن عمر)را داور قرار دهيد.اگر به حكم داور راضى شدند خوب و گرنه آن طرفى را كه عبد الرحمان بن عوف در آنست بپذيرند.و هر كس مخالف بود او را بكش.»

در برخى روايت‏هاست كه صهيب را مأمور نماز خواندن كرد و ابو طلحه انصارى را بر هيأت مشاوران گمارد. با چنين تركيبى از ياران رسول خدا و چنان سفارشى درباره پذيرفتن رأى آنان،از آغاز معلوم بوده است على به خلافت نخواهد رسيد،زيرا عبد الرحمن به خاطر خويشاوندى،طرف عثمان را رها نمى‏كرد.در پايان سه روز عبد الرحمان نزد على رفت و گفت:«اگر خليفه شوى به كتاب خدا و سنت رسول و سيرت دو خليفه پس از او رفتار خواهى كرد؟»على(ع)گفت:«اميدوارم در حد توان و علم خود رفتار كنم.»و چون از عثمان پرسيد گفت:«آرى.»

عبد الرحمن با عثمان بيعت كرد و بدين ترتيب كار انتخاب خليفه پايان يافت.

نخستين خرده‏اى كه بر تركيب اين شورا مى‏توان گرفت اين است كه اگر خلافت پس از رسول خدا خاص على(ع)نيست و پيغمبر وى را در غدير خم به جانشينى خويش نگمارد و اگر انتخاب امام امت به عهده شورا است،چرا اعضاى اين شورا بايد همگى از مهاجران باشند؟چرا انصار نبايد در اين مجلس راه يابند؟اگر رسول خدا گفته باشد«الائمة من قريش»معنى آن اين است كه امام بايد از قريش باشد نه آنكه تنها قريش مى‏توانند امام را بگزينند.

دوم اينكه چرا تنها شش تن به مشورت نشينند؟مگر آن روز اصحاب حل و عقد تنها اين شش تن بودند؟سوم اينكه اگر يك تن يا دو تن مخالف بود چرا بايد گردن آنان را بزنند؟

چهارم اينكه اگر پس از سه روز نتوانستند كسى را بگزينند چرا همه را بكشند.اين همه سختگيرى و ترساندن اعضاى شورا براى چه بود؟و چرا بايد طرف عبد الرحمن پسر عوف قوى باشد؟اين چراهاست كه در طول 14 قرن بى‏پاسخ مانده يا پاسخى كه بدان داده‏اند قانع كننده نيست.بهتر است سخن على(ع)را در اين باره بخوانيم:

«چون زندگانى او به سر آمد گروهى را نامزد كرد و مرا در جمله آنان درآورد.خدا را.چه شورائى !من از نخستين چه كم داشتم كه مرا در پايه او نپنداشتند و در صف اينان گذاشتند؟ناچار با آنان انباز و با گفتگوشان دمساز گشتم.اما يكى از كينه راهى گزيد و ديگرى داماد خود را بهتر ديدو اين دوخت و آن بريد تا سومين به مقصود رسيد.» 

در اين كتاب نمى‏خواهم به داورى بنشينم و به خود اجازه نمى‏دهم در بحثى درآيم كه شايد بعض برادران مرا آزرده كند.اما تنها من نيستم كه به تحليل چنان داستان و آنچه در آن روزها رخ داد مى‏پردازم.چنين پرسش‏ها براى هر خواننده پيش خواهد آمد و تا آنجا كه ممكن است بايد منصفانه بدان پاسخ داد...

برگرفته  از كتاب علي از زبان علي

نويسنده:مرحوم دكتر جعفر شهيدي

+ نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 13:35  توسط احسان  | 

حضرت علی (علیه السلام):

در تربيت و شخصيّت تو همين بس كه آنچه از ديگران خوش نداري، خود از آن دوري گزيني.

+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 22:11  توسط احسان  |