|
|
|
|
|
حضرت علي (عليه السلام):قناعت ، ثروتى است پايان نا پذير در قسمت قبل در مورد فتح مكه خوانديم و همچنين اشاره كرديم كه نمايندگان بسياري از قبايل به نزد رسول خدا (ص) آمده و به نمايندگي از قبايل خود مسلمان شدند و بدين ترتيب سراسر شبه جزيره عربستان مسلمان مي شوند و اينك ادامه زندگينامه حضرت علي (عليه السلام)
على(ع)علاوه بر شركت در غزوهها كه رسول خدا(ص)خود در آنها حاضر بود،فرماندهى چند سريه را به عهده داشت.از آن جمله سريهاى است كه در سال ششم هجرى به سوى بنى سعد به فدك روانه شد.به رسول خدا خبر دادند،بنى سعد مىخواهند يهوديان خيبر را يارى دهند.پيغمبر على(ع)را با صد تن به سر وقت آنان فرستاد.على با مردم خود شبها راه مىرفت و روز را كمين مىكرد چون به آبى كه«همج»نام داشت و ميان خيبر و فدك بود رسيد مردى را ديد و از او حال بنى سعد را پرسيد.گفت:«اگر مرا امان دهيد شما را به سر وقت آنان مىبرم.»چون امانش دادند وى آنان را بر سر بنى سعد برد و در اين سريه غنيمت قابل ملاحظهاى به دست مسلمانان افتاد . در سال دهم از هجرت رسول خدا(ص)،على را به يمن فرستاد.پيش از آن خالد پسر وليد را براى مسلمان كردن آنان بدانجا فرستاده بود.اما نپذيرفته بودند.على(ع)با نامه رسول خدا بدانجا رفت و نامه را بر مردم آن سرزمين خواند.قبيله همدان همگى در يك روز اسلام آوردند.على داستان را براى رسول خدا(ص)نوشت و پيغمبر سه بار فرمود:«سلام بر مردم همدان باد.»سپس مردم يمن پى در پى رو به اسلام آوردند و على به پيغمبر نامه نوشت و رسول الله شكر خداى را به جا آورد. در سال دهم رسول خدا به حج رفت و احكام آن را به مردم تعليم فرمود و در خطبه معروف خود گفت: «مردم!نمىدانم شايد سالى ديگر شما را در اينجا ببينم يا نه.از امروز خون و مال شما بر يكديگر حرام است تا آنكه خدا را ديدار كنيد.» هنگام بازگشت از مكه در منزل جحفه (آنجا كه كاروانها از يكديگر جدا مىشوند) به امر خدا مردمان را ايستاداند و در آن مجمع على را به جانشينى خود به آنان شناساند و فرمود: «هر كس من مولاى اويم على مولاى اوست.» چنانكه نوشته شد جانشينى على سالها پيش انجام گرفته بود،اما آن مجمع در مكه و جمع خاندان هاشم بود،و سالها از آن مىگذشت.در غدير خم آن مطلب به اطلاع عموم مسلمانان رسيد.حديث غدير آنچنان شهرت دارد كه كمتر مورخى آن را نياورده است اما چون خود را برابر كارى كه در سقيفه انجام شد ديدهاند.تا آنجا كه توانستهاند دست به تأويلهاى نادرست زدهاند . منبع:كتاب علي از زبان علي نويسنده:مرحوم دكتر جعفر شهيدي يا علي مدد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 22:43 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام همونطور كه مي دونيد تا چند هفته ديگه سال تموم مي شه و چون قراره با عوض شدن سال انشاالله اين وبلاگ هم تغييراتي داشته باشه از همه شما دوستاي خوبم تقاضا دارم تا هر گونه پيشنهاد، انتقاد،و يا نظري براي بهتر شدن وبلاگ داريد برام بنويسيد و من هم تا اونجا كه بتونم نظرات شما را اجابت مي كنم تا ان شاالله سال آينده با يك وبلاگ پربار تر در خدمت شما باشم.در ضمن يادتون نره كه تو نظر خواهي وبلاگ دربخش ويژه (پايين سمت چپ) هم شركت كنيداين نظر خواهي تا 25 اسفند ادامه داره.اين هم چند تا حديث از امام علي (عليه السلام) تقديم به شما چون سختي به اوج رسد گشايش آيد، و آنگاه كه حلقههاي بلا تنگ گردد رفاه آيد. به سخني كه شنيدي تا آنجا كه احتمال خير ميدهي گمان بد مبر. بزرگترين عيب آن است كه در خود نبيني و در ديگران سرزنش كني. آن كه آبروي خود خواهد ستيزه و جدال نكند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 3 اسفند1386ساعت 19:56 توسط احسان
|
|
||