تبليغاتX
همای رحمت

«..ستايش براي خداست كه ما را به راه توبه رهنمون گرديد، و از احسانِ او بود كه ما بدان راه افتاديم. و اگر از نعمت‌هاي او به همين يك نعمت بسنده كنيم، باز هم نعمت دادنش نيكو، احسانش در حقّ ما بس بزرگ، و بخشش او از شمار بيرون است.


آيين خداوندي‌اش در پذيرش توبه‌ي پيشينيان اين گونه نبود. هر چه را تاب آن نداشتيم، از عهده‌ي ما برداشت، و جز به اندازه‌ي توانمان تكليف نفرمود، و ما را جز به كارهاي آسان وا نداشت، و براي هيچ يك از ما بهانه‌اي باقي نگذاشت.


اينك، از ما نگون‌بخت آن كس است كه نافرمانيِ خدا كند، و نيك‌بخت آن كس كه به او روي آورَد.


ستايش براي خداست به هر زباني كه نزديك‌ترين فرشتگانش و گرامي‌ترين آفريدگانش و پسنديده‌ترين ستايشگرانش او را بدان مي‌ستايند.


ستايشي برتر از هر ستايش ديگر؛ به همان اندازه كه پروردگار ما، خود، از همه‌ي آفريدگانش برتر است.


پس به جاي هر نعمتي كه بر ما و همه‌ي بندگان درگذشته و زنده‌ي خود ارزاني داشته است، و به شمار تمام آنچه در علم بي‌پايان او گنجد، و به جاي هر يك از نعمت‌هايش، او را سپاس مي‌گوييم؛


شكر و سپاسِ چندين برابر و بي‌آغاز و انجام، تا هنگامه‌ي رستاخيز؛ ستايشي كه بي‌اندازه است، و به شمار درنيايد، و پايان نپذيرد، و در آن هيچ گسستي نباشد.


ستايشي كه وسيله‌اي براي رسيدن به فرمانبرداري و بخشايش او، و راهي به بهشت، و پناهگاهي در برابر انتقام، و آسايشي از خشم، و پشتيباني براي فرمانبرداري، و بازدارنده‌اي از نافرماني، و مددكاري بر انجام دادن فرموده‌هاي او باشد.


ستايشي كه با آن در جرگه‌ي دوستدارانِ نيك‌بختِ او درآييم، و در صفِ كساني باشيم كه با شمشيرهاي دشمنانش به شهادت رسيده‌اند. بي‌شك، او سرپرست مؤمنان و نيكو خصال است.»

+ نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 21:24  توسط احسان  | 

حضرت علی (علیه السلام):

پاداش مجاهد شهيد در راه خدا، بزرگ‏تر از پاداش عفيف پاكدامني نيست كه قدرت بر گناه دارد و آلوده نمي‏گردد، همانا عفيف پاكدامن، فرشته‏اي از فرشته‏هاست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 17:17  توسط احسان  | 

قسمتهای قبلی

در قسمتهای قبلی درمورد حوادث پس از مرگ پیامبر(ص) خواندیم و اینک ادامه زندگینامه حضرت علی (ع)

...ماهها و شايد سالها بعد مردى از بنى اسد از او پرسيد:«چرا مردم شما را از خلافت باز داشتند،حالى كه بدان سزاوارتر بوديد؟»فرمود: «برادر اسدى،نا استوارى و ناسنجيده گفتار.اما تو را حق خويشاوندى است. بدان!خودسرانه خلافت را عهده‏دار شدن و ما را كه نسبت برتر است و پيوند با رسول خدا استوارتر،به حساب نياوردن،خودخواهى بود.گروهى بخيلانه به كرسى خلافت چسبيدند و گروهى سخاوتمندانه از آن‏چشم پوشيدند.داور خدا است و بازگشتگاه روز جزاست.»  

...از راهنمايى كسانى كه پيش از وى مسند خلافت را به خود اختصاص دادند،دريغ نمى‏فرمود.و آنجا كه بايست مصلحت را مى‏نمود.و آنان هم بارها گفتند كه اگر تو نبودى ما تباه مى‏شديم .عمر مى‏خواست خود همراه سپاهيانى كه به ايران مى‏رفتند براه افتد.على بدو گفت: «تو همانند قطب بر جاى بمان و عرب را چون آسيا سنگ گرد خود بگردان و به آنان آتش جنگ را برافروزان كه اگر تو از اين سرزمين برون شوى عرب از هر سو تو را رها كند و پيمان بسته را بشكند،و چنان شود كه نگاهدارى مرزها كه پشت سر مى‏گذارى براى تو مهمتر باشد از آنچه پيش روى دارى.»

و در جنگ با روميان بدو چنين گفت: «خدا براى مسلمانان عهده‏دار شده است،حوزه مسلمانى را نيرومند سازد،تا حرمت‏شان مصون ماند،آن كه آنان را يارى كرد حالى كه اندك بودند،و كسى نبود كه يارى‏شان كند،و دشمنان را از آنان بازداشت حالى كه شمارشان كم بود و كسى نبود كه بازشان دارد،زنده است و نميرد .هر گاه خود به سوى اين دشمن روى،و با آنان روبرو شوى و رنجى يابى،مسلمانان تا دورترين شهرهاى خود ديگر پناهگاهى ندارند،و پس از تو كسى نيست تا بدو رو آرند.مردى دلير را به سوى آنان روانه گردان و جنگ آزمودگان و خيرخواهان مسلمانان را با او برانگيزان،اگر خدا پيروزى داد چنان است كه تو دوست دارى و اگر كارى ديگر پيش آمد بارى تو جاى خويش مى‏دارى .»

در سالهاى گوشه‏نشينى به گردآورى قرآن،پرداخت و آن را چنانكه بر رسول(ص)نازل شده بود فراهم آورد.على(ع)در ميان ياران پيغمبر بيگمان در شناخت قرآن و گشودن مشكل‏هاى آن يگانه بود و پيوسته مسلمانان را به خواندن قرآن و دانستن معنى آن ارشاد مى‏فرمود.در اين باره چنين فرمايد: «قرآن بياموزيد كه نيكوترين گفتار است و آن را نيك بفهميد كه دلها را بهترين بهار است و به روشنايى آن بهبودى خواهيد كه شفاى سينه‏هاى بيمار است و آن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين بيان و تذكاراست.»

.... بسا مشكل كه پيش آمد و خلفا و صحابه در آن درماندند،سپس على را خواندند و او آن مشكل‏ها را گشود.ستم‏ها را با شكيبايى تحمل فرمود و گاه مردم را هشدار مى‏داد كه:

«آنچه را فرا يادتان آوردند به فراموشى سپرديد،و از آنچه‏تان ترساندند خود را ايمن ديديد .پس انديشه درست از سرتان رفته است،و كارها بر شما آشفته.» ...

یرگرفته  از كتاب علي از زبان علي

نويسنده:مرحوم دكتر جعفر شهيدي

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 23:4  توسط احسان  | 

حضرت علی (علیه السلام):

دلها نيز چونان بدنها مي‏ميرند، پس براي زنده ماندنشان سخنان حكمت آميز و نغز جستجو كنيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 15:28  توسط احسان  |