|
|
|
|
|
«..ستايش براي خداست كه ما را به راه توبه رهنمون گرديد، و از احسانِ او بود كه ما بدان راه افتاديم. و اگر از نعمتهاي او به همين يك نعمت بسنده كنيم، باز هم نعمت دادنش نيكو، احسانش در حقّ ما بس بزرگ، و بخشش او از شمار بيرون است.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 25 بهمن1387ساعت 21:24 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت علی (علیه السلام): پاداش مجاهد شهيد در راه خدا، بزرگتر از پاداش عفيف پاكدامني نيست كه قدرت بر گناه دارد و آلوده نميگردد، همانا عفيف پاكدامن، فرشتهاي از فرشتههاست. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 17:17 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
در قسمتهای قبلی درمورد حوادث پس از مرگ پیامبر(ص) خواندیم و اینک ادامه زندگینامه حضرت علی (ع) ...ماهها و شايد سالها بعد مردى از بنى اسد از او پرسيد:«چرا مردم شما را از خلافت باز داشتند،حالى كه بدان سزاوارتر بوديد؟»فرمود: «برادر اسدى،نا استوارى و ناسنجيده گفتار.اما تو را حق خويشاوندى است. بدان!خودسرانه خلافت را عهدهدار شدن و ما را كه نسبت برتر است و پيوند با رسول خدا استوارتر،به حساب نياوردن،خودخواهى بود.گروهى بخيلانه به كرسى خلافت چسبيدند و گروهى سخاوتمندانه از آنچشم پوشيدند.داور خدا است و بازگشتگاه روز جزاست.» ...از راهنمايى كسانى كه پيش از وى مسند خلافت را به خود اختصاص دادند،دريغ نمىفرمود.و آنجا كه بايست مصلحت را مىنمود.و آنان هم بارها گفتند كه اگر تو نبودى ما تباه مىشديم .عمر مىخواست خود همراه سپاهيانى كه به ايران مىرفتند براه افتد.على بدو گفت: «تو همانند قطب بر جاى بمان و عرب را چون آسيا سنگ گرد خود بگردان و به آنان آتش جنگ را برافروزان كه اگر تو از اين سرزمين برون شوى عرب از هر سو تو را رها كند و پيمان بسته را بشكند،و چنان شود كه نگاهدارى مرزها كه پشت سر مىگذارى براى تو مهمتر باشد از آنچه پيش روى دارى.» و در جنگ با روميان بدو چنين گفت: «خدا براى مسلمانان عهدهدار شده است،حوزه مسلمانى را نيرومند سازد،تا حرمتشان مصون ماند،آن كه آنان را يارى كرد حالى كه اندك بودند،و كسى نبود كه يارىشان كند،و دشمنان را از آنان بازداشت حالى كه شمارشان كم بود و كسى نبود كه بازشان دارد،زنده است و نميرد .هر گاه خود به سوى اين دشمن روى،و با آنان روبرو شوى و رنجى يابى،مسلمانان تا دورترين شهرهاى خود ديگر پناهگاهى ندارند،و پس از تو كسى نيست تا بدو رو آرند.مردى دلير را به سوى آنان روانه گردان و جنگ آزمودگان و خيرخواهان مسلمانان را با او برانگيزان،اگر خدا پيروزى داد چنان است كه تو دوست دارى و اگر كارى ديگر پيش آمد بارى تو جاى خويش مىدارى .» در سالهاى گوشهنشينى به گردآورى قرآن،پرداخت و آن را چنانكه بر رسول(ص)نازل شده بود فراهم آورد.على(ع)در ميان ياران پيغمبر بيگمان در شناخت قرآن و گشودن مشكلهاى آن يگانه بود و پيوسته مسلمانان را به خواندن قرآن و دانستن معنى آن ارشاد مىفرمود.در اين باره چنين فرمايد: «قرآن بياموزيد كه نيكوترين گفتار است و آن را نيك بفهميد كه دلها را بهترين بهار است و به روشنايى آن بهبودى خواهيد كه شفاى سينههاى بيمار است و آن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين بيان و تذكاراست.» .... بسا مشكل كه پيش آمد و خلفا و صحابه در آن درماندند،سپس على را خواندند و او آن مشكلها را گشود.ستمها را با شكيبايى تحمل فرمود و گاه مردم را هشدار مىداد كه: «آنچه را فرا يادتان آوردند به فراموشى سپرديد،و از آنچهتان ترساندند خود را ايمن ديديد .پس انديشه درست از سرتان رفته است،و كارها بر شما آشفته.» ... یرگرفته از كتاب علي از زبان علي نويسنده:مرحوم دكتر جعفر شهيدي
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 23:4 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت علی (علیه السلام): دلها نيز چونان بدنها ميميرند، پس براي زنده ماندنشان سخنان حكمت آميز و نغز جستجو كنيد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت 15:28 توسط احسان
|
|
||