|
|
|
|
|
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) :هر کس دوست دارد بداند چه ارزشی نزد خداوند دارد باید ببیند که جایگاه خدا نزد او چگونه است. حضرت علی (علیه السلام) : گوهر جان شما را جز یهشت بهایی نیست پس خود را به جز آن نفروشید.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 27 فروردین1388ساعت 22:27 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
قسمتهای قبلی
…خلافت ابو بكر به درازا نكشيد.وى در جمادى الاخر سال 13 هجرى درگذشت و چنانكه نوشتهاند در آخرين روز زندگى عمر را به جانشينى خود معين كرد على(ع)در اين باره فرمايد: «شگفتا!كسى كه در زندگى مىخواست خلافت را وا گذارد،چون اجلش رسيد كوشيد تا آن را به عقد ديگرى درآرد.» ابوبكر هنگامى از جهان رفت كه سپاهيان مسلمان از سوى شرق به سرزمين ايران و از سوى شمال به متصرفات امپراتورى روم درآمده بودند.اين كشورگشائى در دوره عمر ادامه يافت و به دنبال گشودن سرزمينها،مشكلها پديد گرديد،چنانكه برخى سنتها هم دگرگون شد. بيشترين مردمى كه در آغاز ظهور اسلام،مسلمانى را پذيرفتند از مال دنيا نه تنها بهرهاى نداشتند بلكه در تنگدستى به سر مىبردند،و تنى چند كه از اندك مكنتى برخوردار بودند نيم يا همه آن را در راه اسلام هزينه كردند.آنان با رسول خدا و يا به فرمان او با مشركان جنگيدند و به تعبير بهتر جهاد كردند.از جهاد خود تبليغ مسلمانى را مىخواستند و رضاى خدا را مىجستند.طبيعى است كه در ميان چنين مردمى ستيزه برسر مال يا منصب پيش نيايد . پس از گشوده شدن مكه،مسلمانى در سرزمين عربستان پيش مىرفت و مردم بدان گردن مىنهادند اما همه به دل مسلمان نمىشدند.ميان مسلمان شدگان كسانى بودند كه جز پذيرفتن اسلام راهى نداشتند.قرآن از اينان چنين خبر مىدهند: «و قالت الأعراب آمنا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا.» ) حجرات: ۱۴.( چنانكه نوشته شد اگر ساليانى چند همچنان سايه رسول خدا بر سر اين مردم بود و بيست سال يا دهسال ديگر از تربيت وى برخوردار مىشدند،همه يا گروه بسيارى از آنان مسلمان راستين مىگشتند و بسيارى از مشكلات كه پس از رحلت پيغمبر حوزه مسلمانى را فرا گرفت پديد نمىآمد .اما چنين نشد. از فتح مكه بيش از دو سال و اندى نگذشته بود كه پيغمبر به جوار پروردگار رفت و ماهى چند نگذشت كه سپاهيان اسلام به فتح سرزمينهاى غير عربى پرداختند.در دوران كوتاه خلافت ابوبكر سربازان و فرماندهان آنان در جبههها سرگرم بودند،بدين رو دگرگونى چشمگيرى در وضع اجتماعى مردم پديد نگرديد.اما در دوران خلافت عمر از يك سو سيل درآمد به خزانه دولت سرازير گرديد،و از سوى ديگر منصب حكومت شهرها و ايالتها خواهان فراوان يافت و طبيعى است كه جمعى به فكر گردآورى مال و يا به دست آوردن جاه بيفتند.ديوان حقوق بگيران دولت نيز كه در آغاز كارى حساب شده و آسان مىنمود،مشكلى بزرگ پديد آورد.در اين دفتر پرداخت مقررى بيشتر مردم بر اساس سبقت در مسلمانى تعيين گرديد.نتيجه آنكه دستهاى،تنها به نام زودتر مسلمان شدن از بيتالمال بيشتر از ديگران مىگرفتند. مىتوان گفت در طول دوازده سال پس از رحلت پيغمبر(ص)اندك اندك گروهى از مسلمانان مدينه و مكه كه ستون اصلى اين دين به حساب مىآمدند،به دنيا بيشتر ازآخرت نگريستند.عدالت و تقوى(كه دو ركن اصلى در اسلام است)جاى خود را به دستاندازى به مال و رسيدن به جاه داد .از سوى ديگر مردمانى از نژاد غير عرب خود را در اختيار سران فاتح نهادند و سپاهيان اسلام با رسيدن به سرزمين آنان،دنياى تازهاى پيش روى خود ديدند.عربى كه ساده مىزيست،تجمل آنان را ديد و به زندگانى پر زرق و برق رو آورد و بدان خو گرفت… یرگرفته از كتاب علي از زبان علي نويسنده:مرحوم دكتر جعفر شهيدي |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 22:0 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
حضرت علی (علیه السلام): سخن در اختيار تو است تا آنگاه كه نگفته باشي، امّا اگر گفتي، تو در اختيار آن خواهي بود. پس زبانت را نگه دار همان گونه كه زر و سيمت را نگه ميداري. چه بسا سخني كه نعمتي را سلب كند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 15 فروردین1388ساعت 9:31 توسط احسان
|
|
||