|
|
|
|
|
فرازهایی از خطبه 102 نهج البلاغه «...دانا كسي است كه قدر خويش شناسد، و در ناداني آدمي همين بس كه ارزش خود نداند. بدترينِ مردم نزد خدا كسي است كه خدا او را به خودش واگذارد، و از راه درست روي بر تابد و بدون راهبر راه سپرَد. اگر به كشت دنيا دعوت شود پاسخ گويد و دست به كار شود، ولي اگر به كشت آخرت خوانده شود سستي كند. گويي كار در مزرعه دنيا بر او واجب است، ولي در مزرعه آخرت مسئوليّتي به دوشش نيست...» |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 1 خرداد1388ساعت 19:44 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
پس از ستايش پروردگار و درود بر پيامبر: بيترديد روزي هركس چون دانههاي باران از آسمان به زمين فرو ريزد و هر جانداري سهم خويش را، چه كم يا زياد، از آن برگيرد. پس هرگاه يكي از شمايان در تبار يا مال يا عمر برادرش فزوني ديد، نبايد موجب شرّ و فساد او شود، كه مرد مسلمان تا آنگاه كه طشت رسواييش از بام نيفتاده و بد آوازگيش دهان به دهان نگشته است، چونان قمارباز برندهاي است كه غنيمت و ثروت را با اوّلين پيروزي انتظار كشد و نيز خسارتها را جبران كند. و اين چنين است مسلمان دست پاك كه همواره از خداوند يكي از دو نيكي را انتظار كشد: يا پاكي و آلوده نشدن به حرام و استقامت در اين راه، كه آنچه نزد خداست براي او نيكوتر است و يا روزي الهي كه او را در اهل و مال فراخي و وسعت باشد، و دين و شخصيّت او هم محفوظ مانَد. مال و فرزند، مزرعه دنياست و عمل صالح، مزرعه آخرت، و گاهي خداوند براي بعضي هر دو را فراهم آورَد. پس، از نافرماني خداوند كه هشدارتان داده است دوري كنيد و از او بهراسيد آنچنان كه هرگز گناه نكنيد، نه آنكه عذر گناه آوريد. براي خدا كار كنيد و از ريا و تظاهر بپرهيزيد چه، آن كه براي غير خدا كار كند خدا او را به همان كس واگذارَد. از خداوند مقامات شهيدان، و زندگي نيكبختان، و همنشيني و همراهي پيامبران را خواستاريم. ... |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 9 آذر1387ساعت 8:40 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
« ...هان اي مردم، گناهان چون اسبان سركشاند كه سواركاران بيلگام بر آنها نشستهاند و سرانجام به جهنّم سقوط خواهند كرد. ولي تقوي مركب رام و رهواري است كه زمام آن به دست راكب آن است و به سلامت به مينو(بهشت) درآيد. اين است سرنوشت حقّ و باطل كه هر يك را مريداني است. امّا فزوني باطل چيز تازهاي نيست، ولي طرفداري از حق چه بسا كه افزايش يابد و اهل حق بر باطل چيره گردند. و چه كم است چيزي كه از دست شود بازگردد.» يا علي مدد
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 11 مرداد1387ساعت 19:30 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
«...آنچه آفريد جايش خالي بود، و چه زيبا و عالي آفريد. پس از آفرينش نيز مديريّت آن را به دست گرفت و چه به هنجار و نيكو تدبير كرد. پديدگان را در مسير كمال قرار داد و زمينه اوج و عروجشان را فراهم آورد تا در جايگاه ويژه خود حركت كنند و تا رسيدن به پايان راه، باز نايستند و كاستي نگيرند و از بار امانتي كه بر دوششان نهاده شده است احساس سختي و سنگيني نكنند كه مأمورند در پرتو اراده او پيش روند. و چگونه چنين نباشد كه هر چيز از خواست او برخيزد كه گونهگون چيزها را بدون نياز به فكر و تأمّل و بيهيچ كمكخواهي از غريزه پنهان و يا تجربهاي از رخدادهاي زمان و يا شريكي ياري دهنده او بر آفرينش شگفتيهاي جهان، آفريده است. پس آفريدگانش به امر و اراده او كامل گشته و به طاعت او گردن نهاده و به نداي او پاسخ گفتهاند، و در برابر اراده الهي مانع و مشكل معني ندارد و كوتاهي و كندي از هيچ كس و هيچ چيز تصوّر نشود. آنگاه اشيأ و پديدگان را از هر كژي و كاستي بياراست و مرز و محدوده هر يك را معيّن فرمود و به قدرتش، ميان ناهمگونان همگوني پديد آورد. از سويي اسباب نزديكي آنها را به يكديگر فراهم ساخت، و از ديگر سو هويّتهاي مختلف آنان را در چهار چوبها، معيارها، سرشتها و شكلها بر جاي نهاد تا در پرتو ناموس وحدت و هماهنگي، نظام آفرينش استوار گردد. اين آفرينش شگفت را چه محكم و زيبا پديد آورد و بر وفق آنچه خواست و اراده او بود، به نوآوري برنهاد...» يا علي مدد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 18:35 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
خدايا تو با دوستانت از همه انس گيرندهتري، و بر طرف كننده نيازهاي توكّل كنندگاني، بر اسرار پنهانشان آگاه، و به آنچه در دل دارند آشنايي، و از ديدگاههاي آنان با خبر، و رازشان نزد تو آشكار، و دلهايشان در حسرت ديدار تو داغدار است، اگر تنهايي و غربت به وحشتشان اندازد ياد تو آرامشان ميكند، اگر مصيبتها بر آنان فرود آيد، به تو پناه ميبرند، و روي به درگاه تو دارند، زيرا ميدانند كه سر رشته كارها به دست توست، و همه كارها از خواست تو نشأت ميگيرد.خدايا اگر براي خواستن درمانده شوم، يا راه پرسيدن را ندانم، تو مرا به اصلاح كارم راهنمايي فرما، و جانم را به آنچه مايه رستگاري من است هدايت كن، كه چنين كاري از راهنماييهاي تو بدور، و از كفايتهاي تو ناشناخته نيست.خدايا، مرا با بخشش خود بپذير، و با عدل خويش، با من رفتار مكن |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 21 دی1386ساعت 18:30 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
«..خدا حجّ را خانه محترم خود را بر شما واجب كرد، همان خانهاي كه آن را قبلهگاه انسانها قرار داده كه چونان تشنگان به سوي آن روي ميآورند، و همانند كبوتران به آن پناه ميبرند.خداي سبحان، كعبه را مظهر تواضع بندگان برابر عظمت خويش و نشانه اعتراف آنان به بزرگي و قدرت خود قرار داد و در ميان انسانها، شنوندگاني را برگزيد كه دعوت او را براي حج، اجابت كنند و سخن او را تصديق نمايند و پاي بر جايگاه پيامبران الهي نهند. همانند فرشتگاني كه بر گرد عرش الهي طواف ميكنند، و سودهاي فراوان در اين عبادتگاه و محل تجارت زائران به دست آورند و به سوي وعدهگاه آمرزش الهي بشتابند.خداي سبحان، كعبه را براي اسلام، نشانه گويا، و براي پناهندگان، خانه امن و امان قرار داد، اداي حق آن را واجب كرد و حج بيت اللّه را واجب شمرد و بر همه شما انسانها مقرّر داشت كه به زيارت آن برويد، و فرمود:آن كس كه توان رفتن به خانه خدا را دارد، حج بر او واجب است و آن كس كه انكار كند، خداوند از همه جهانيان بي نياز است...» عيد قربان به همه دوستان تبريك ميگم ان شاالله قسمت بشه همچين روزي اين همايش عظيم از نزديك ببينيم . يا علي مدد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 7:26 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
«....خلقت را آغاز كرد، و موجودات را بيافريد، بدون نياز به فكر و انديشهاي، يا استفاده از تجربهاي، بي آن كه حركتي ايجاد كند، و يا تصميمي مضطرب در او راه داشته باشد.براي پديد آمدن موجودات، وقت مناسبي قرار داد، و موجودات گوناگون را هماهنگ كرد، و در هر كدام، غريزه خاصّ خودش را قرار داد، و غرائز را همراه آنان گردانيد.خدا پيش از آن كه موجودات را بيافريند، از تمام جزئيّات و جوانب آنها آگاهي داشت، و حدود و پايان آنها را ميدانست، و از اسرار درون و بيرون پديدهها، آشنا بود.سپس خداي سبحان طبقات فضا را شكافت، و اطراف آن را باز كرد، و هواي به آسمان و زمين راه يافته را آفريد، و در آن آبي روان ساخت، آبي كه امواج متلاطم آن شكننده بود، كه يكي بر ديگري مينشست، آب را بر بادي طوفاني و شكننده نهاد، و باد را به باز گرداندن آن فرمان داد، و به نگهداري آب مسلّط ساخت، و حد و مرز آن را به خوبي تعيين فرمود.فضا را در زير تند باد و آب را بر بالاي آن در حركت بود.سپس خداي سبحان طوفاني بر انگيخت كه آب را متلاطم ساخت و امواج آب را پي در پي در هم كوبيد.طوفان به شدّت وزيد، و از نقطهاي دور دوباره آغاز شد.سپس به طوفان امر كرد تا امواج درياها را به هر سو روان كند و بر هم كوبد و با همان شدّت كه در فضا وزيدن داشت، بر امواج آبها حملهور گردد از اوّل آن بر ميداشت و به آخرش ميريخت، و آبهاي ساكن را به امواج سركش بر گرداند.تا آنجا كه آبها روي هم قرار گرفتند، و چون قلّههاي بلند كوهها بالا آمدند.امواج تند كفهاي بر آمده از آبها را در هواي باز، و فضاي گسترده بالا برد، كه از آن هفت آسمان را پديد آورد.آسمان پايين را چون موج مهار شده، و آسمانهاي بالا را مانند سقفي استوار و بلند قرار داد، بي آن كه نيازمند به ستوني باشد يا ميخهايي كه آنها را استوار كند.آنگاه فضاي آسمان پايين را به وسيله نور ستارگان درخشنده زينت بخشيد و در آن چراغي روشنايي بخش - خورشيد - ، و ماهي درخشان، به حركت در آورد كه همواره در مدار فلكي گردنده و بر قرار، و سقفي متحرّك، و صفحهاي بي قرار، به گردش خود ادامه دهند....» يا علي مدد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386ساعت 7:32 توسط احسان
|
|
||
|
|
|
|
|
بيترديد تقواي الهي كليد رستگاري، و اندوخته رستاخيز، و آزادگي از اسارت شيطان، و رهايي از هر تباهي است راه پيروزي و رستگاري خواهندگان، و نجات گريزندگان و امنيّت خواهان، و بخششگاه بينهايت الهي است. پس دست به كار شويد كه اعمال نيك به ملكوت بالا رود و به آستان قدس ربوبي رسد، و توبه است كه سود بخشد و دعاست كه شنيده شود. اينك موقعيّت مناسب است و زمان پر آرامش، و قلمها به نوشتن روان و دفتر اعمال گشوده. به اعمال نيك بشتابيد و در خيرات سبقت گيريد، كه زندگي در آستانه مرگ است و بيماري مانع از فعّاليت، و مرگ ناگهان دررسد.
چند تا مطلب پايين در مورد خصوصيات انسانهايي كه خودشون فراموش كردند سوال پرسيدم كه 2 تا از دوستان ديگه لطف كردند و در اين مورد نظر دادند .من هم براي استفاده شما عزيزان اين نظران مي ذارم :setare_writerمی خواستم بگم انسان هایی که خود را فرموش می کنند خودشون اصلا قبول ندارن که فراموش شدند و خدا آنچنان آنان را در منجلاب غفلت غوطه ور می سازد که بدون اینکه بفهمند روز به روز بیشتر سقوط می کنند.خدا عاقبت همه ی ما را به خیر کند چرا که درست لحظه ای که فکر می کنیم خوبیم و کامل همان لحظه امتحانی از طرف خدا به ما نشان می دهد که مغرور نشویم
منادي: فراموش كردن خداباعث می شه که خودش را فراموش کنه زيرافراموش کردن خداباعث می شه كه انسان در لذات مادي و شهوات حيواني فرو برودو اصلا هدف از اینکه برای چی افریده شده را فراموش می کنه و اون موقع برای اخرت خود هیچ کاری نمی کنه و بکلی از اخرت هم غافل می مونه. يا علي مدد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 5:6 توسط احسان
|
|
||