تبليغاتX
همای رحمت

...بدان، خدايي كه گنج‏هاي آسمان و زمين در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده، و اجابت آن را به عهده گرفته است.تو را فرمان داده كه از او بخواهي تا عطا كند، درخواست رحمت كني تا ببخشايد، و خداوند بين تو و خودش كسي را قرار نداده تا حجاب و فاصله ايجاد كند، و تو را مجبور نساخته كه به شفيع و واسطه‏اي پناه ببري، و در صورت ارتكاب گناه در توبه را مسدود نكرده است، در كيفر تو شتاب نداشته، و در توبه و بازگشت، بر تو عيب نگرفته است، در آنجا كه رسوايي سزاوار توست، رسوا نساخته، و براي بازگشت به خويش شرائط سنگيني مطرح نكرده است، در گناهان تو را به محاكمه نكشيده، و از رحمت خويش نا اميدت نكرده، بلكه بازگشت تو را از گناهان نيكي شمرده است.هر گناه تو را يكي، و هر نيكي تو را ده به حساب آورده، و راه بازگشت و توبه را به روي تو گشوده است.هر گاه او را بخواني، ندايت را مي‏شنود، و چون با او راز دل گويي راز تو را مي‏داند، پس حاجت خود را با او بگوي، و آنچه در دل داري نزد او باز گوي، غم و اندوه خود را در پيشگاه او مطرح كن، تا غم‏هاي تو را بر طرف كند و در مشكلات تو را ياري رساند....

+ نوشته شده در  جمعه 22 آبان1388ساعت 12:53  توسط احسان  | 

سلام  امروزتولد 3 سالگی این وبلاگه.درست 3 سال پیش در چنین روزی بود که اقدام به راه اندازی این وبلاگ کردم.خدا را شاکرم که به من ناچیز توفیق داد که تو این مدت  این وبلاگ سرپا نگه دارم.در ادامه می تونیدقسمت نهم نامه حضرت علی (علیه السلام) به امام حسن مجتبی (علیه السلام) را بخونید

«...بدان راهي پر مشقّت و بس طولاني در پيش روي داري، و در اين راه بدون كوشش بايسته، و تلاش فراوان، و اندازه گيري زاد و توشه، و سبك كردن بار گناه، موفّق نخواهي بود، بيش از تحمّل خود بار مسئوليّت‏ها بر دوش منه، كه سنگيني آن براي تو عذاب آور است.اگر مستمندي را ديدي كه توشه‏ات را تا قيامت مي‏برد، و فردا كه به آن نياز داري به تو باز مي‏گرداند، كمك او را غنيمت بشمار، و زاد و توشه را بر دوش او بگذار، و اگر قدرت مالي داري بيشتر انفاق كن، و همراه او بفرست، زيرا ممكن است روزي در رستاخيز در جستجوي چنين فردي باشي و او را نيابي.به هنگام بي‏نيازي، اگر كسي از تو وام خواهد، غنيمت بشمار، تا در روز سختي و تنگدستي به تو باز گرداند، بدان كه در پيش روي تو، گردنه‏هاي صعب العبوري وجود دارد، كه حال سبكباران به مراتب بهتر از سنگين باران است، و آن كه كند رود حالش بدتر از شتاب گيرنده مي‏باشد، و سرانجام حركت، بهشت و يا دوزخ خواهد بود، پس براي خويش قبل از رسيدن به آخرت وسائلي مهيّا ساز، و جايگاه خود را پيش از آمدنت آماده كن، زيرا پس از مرگ، عذري پذيرفته نمي‏شود، و راه باز گشتي وجود ندارد...»

+ نوشته شده در  شنبه 17 مرداد1388ساعت 23:30  توسط احسان  | 

اي پسرم نفس خود را ميزان ميان خود و ديگران قرار ده، پس آنچه را كه براي خود دوست داري براي ديگران نيز دوست بدار، و آنچه را كه براي خود نمي‏پسندي، براي ديگران مپسند، ستم روا مدار، آنگونه كه دوست نداري به تو ستم شود، نيكوكار باش، آنگونه كه دوست داري به تو نيكي كنند، و آنچه را كه براي ديگران زشت مي‏داري براي خود نيز زشت بشمار، و چيزي را براي مردم رضايت بده كه براي خود مي‏پسندي، آنچه نمي‏داني نگو، گر چه آنچه را مي‏داني اندك است، آنچه را دوست نداري به تو نسبت دهند، در باره ديگران مگو، بدان كه خود بزرگ بيني و غرور، مخالف راستي، و آفت عقل است، نهايت كوشش را در زندگي داشته باش، و در فكر ذخيره سازي براي ديگران مباش، آنگاه كه به راه راست هدايت شدي، در برابر پروردگارت از هر فروتني خاضع‏تر باش.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 19:54  توسط احسان  | 

...اي پسرم من تو را از دنيا و تحوّلات گوناگونش، و نابودي و دست به دست گرديدنش آگاه كردم، و از آخرت و آنچه براي انسان‏ها در آنجا فراهم است اطّلاع دادم، و براي هر دو مثال‏ها زدم، تا پند پذيري، و راه و رسم زندگي بياموزي، همانا داستان آن كس كه دنيا را آزمود، چونان مسافراني است كه در سر منزلي بي آب و علف و دشوار اقامت دارند و قصد كوچ كردن به سرزميني را دارند كه در آنجا آسايش و رفاه فراهم است. پس مشكلات راه را تحمّل مي‏كنند، و جدايي دوستان را مي‏پذيرند، و سختي سفر، و ناگواري غذا را با جان و دل قبول مي‏كنند، تا به جايگاه وسيع، و منزلگاه أمن، با آرامش قدم بگذارند، و از تمام سختي‏هاي طول سفر احساس ناراحتي ندارند، و هزينه‏هاي مصرف شده را غرامت نمي‏شمارند، و هيچ چيز براي آنان دوست داشتني نيست جز آن كه به منزل أمن، و محل آرامش برسند.امّا داستان دنيا پرستان همانند گروهي است كه از جايگاهي پر از نعمت‏ها مي‏خواهند به سرزمين خشك و بي آب و علف كوچ كنند، پس در نظر آنان چيزي ناراحت كننده‏تر از اين نيست كه از جايگاه خود جدا مي‏شوند، و ناراحتي‏ها را بايد تحمّل كنند. ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 دی1387ساعت 20:49  توسط احسان  | 

...پسرم در وصيّت من درست بينديش، بدان كه در اختيار دارنده مرگ همان است كه زندگي در دست او، و پديد آورنده موجودات است، همو مي‏ميراند، و نابود كننده همان است كه دوباره زنده مي‏كند، و آن كه بيمار مي‏كند شفا نيز مي‏دهد، بدان كه دنيا جاودانه نيست، و آنگونه كه خدا خواسته است برقرار است، از عطا كردن نعمت‏ها، و انواع آزمايش‏ها، و پاداش دادن در معاد، و يا آنچه را كه او خواسته است و تو نمي‏داني.اگر در باره جهان، و تحوّلات روزگار مشكلي براي تو پديد آمد آن را به عدم آگاهي ارتباط ده، زيرا تو ابتدا با ناآگاهي متولّد شدي و سپس علوم را فرا گرفتي، و چه بسيار است آنچه را كه نمي‏داني و خدا مي‏داند، كه انديشه‏ات سرگردان، و بينش تو در آن راه ندارد، سپس آنها را مي‏شناسي.پس به قدرتي پناه بر كه تو را آفريده، روزي داده، و اعتدال در اندام تو آورده است، بندگي تو فقط براي او باشد، و تنها اشتياق او را داشته باش، و تنها از او بترس.بدان پسرم هيچ كس چون رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم از خدا آگاهي نداده است، رهبري او را پذيرا باش، و براي رستگاري، راهنمايي او را بپذير، همانا من از هيچ اندرزي براي تو كوتاهي نكردم، و تو هر قدر كوشش كني، و به اصلاح خويش بينديشي، همانند پدرت نمي‏تواني باشي.پسرم اگر خدا شريكي داشت، پيامبران او نيز به سوي تو مي‏آمدند، و آثار قدرتش را مي‏ديدي، و كردار و صفاتش را مي‏شناختي، امّا خدا، خدايي است يگانه، همانگونه كه خود توصيف كرد، هيچ كس در مملكت داري او نزاعي ندارد، نابود شدني نيست، و همواره بوده است، اوّل هر چيزي است كه آغاز ندارد، و آخر هر چيزي كه پايان نخواهد داشت، برتر از آن است كه قدرت پروردگاري او را فكر و انديشه درك كند.حال كه اين حقيقت را دريافتي، در عمل بكوش آن چنانكه همانند تو سزاوار است بكوشد، كه منزلت آن اندك، و توانايي‏اش ضعيف، و ناتواني‏اش بسيار، و اطاعت خدا را مشتاق، و از عذابش ترسان، و از خشم او گريزان است، زيرا خدا تو را جز به نيكوكاري فرمان نداده، و جز از زشتي‏ها نهي نفرموده است. ...

یا علی مدد

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 21:30  توسط احسان  | 

«...پس در آغاز تربيت، تصميم گرفتم تا كتاب خداي توانا و بزرگ را همراه با تفسير آيات، به تو بياموزم، و شريعت اسلام و احكام آن از حلال و حرام، به تو تعليم دهم و به چيز ديگري نپردازم.امّا از آن ترسيدم كه مبادا رأي و هوايي كه مردم را دچار اختلاف كرد، و كار را بر آنان شبهه ناك ساخت، به تو نيز هجوم آورد، گر چه آگاه كردن تو را نسبت به اين امور خوش نداشتم، امّا آگاه شدن و استوار ماندنت را ترجيح دادم، تا تسليم هلاكت‏هاي اجتماعي نگردي، و اميدوارم خداوند تو را در رستگاري پيروز گرداند، و به راه راست هدايت فرمايد، بنا بر اين وصيّت خود را اينگونه تنظيم كرده‏ام.پسرم بدان آنچه بيشتر از به كار گيري وصيّتم دوست دارم ترس از خدا، و انجام واجبات، و پيمودن راهي است كه پدرانت، و صالحان خاندانت پيموده‏اند.زيرا آنان آنگونه كه تو در امور خويشتن نظر مي‏كني در امور خويش نظر داشتند.

و همانگونه كه تو در باره خويشتن مي‏انديشي، نسبت به خودشان مي‏انديشيدند، و تلاش آنان در اين بود كه آنچه را شناختند انتخاب كنند، و بر آنچه تكليف ندارند روي گردانند، و اگر نفس تو از پذيرفتن سرباز زند و خواهد چنانكه آنان دانستند بداند، پس تلاش كن تا درخواست‏هاي تو از روي درك و آگاهي باشد، نه آن كه به شبهات روي آوري و از دشمني‏ها كمك گيري.و قبل از پيمودن راه پاكان، از خداوند ياري بجوي، و در راه او با اشتياق عمل كن تا پيروز شوي، و از هر كاري كه تو را به شك و ترديد اندازد، يا تسليم گمراهي كند بپرهيز.و چون يقين كردي دلت روشن و فروتن شد، و انديشه‏ات گرد آمد و كامل گرديد، و اراده‏ات به يك چيز متمركز گشت، پس انديشه كن در آنچه كه براي تو تفسير مي‏كنم، اگر در اين راه آنچه را دوست مي‏داري فراهم نشد، و آسودگي فكر و انديشه نيافتني، بدان كه راهي را كه ايمن نيستي مي‏پيمايي، و در تاريكي ره مي‏سپاري، زيرا طالب دين نه اشتباه مي‏كند، و نه در ترديد و سرگرداني است، كه در چنين حالتي خود داري بهتر است...»

+ نوشته شده در  جمعه 1 شهریور1387ساعت 16:22  توسط احسان  | 

قسمتهای قبلی

«...پسرم هنگامي كه ديدم سالياني از من گذشت، و توانايي رو به كاستي رفت، به نوشتن وصيّت براي تو شتاب كردم، و ارزش‏هاي اخلاقي را براي تو بر شمردم.پيش از آن كه أجل فرا رسد، و رازهاي درونم را به تو منتقل نكرده باشم، و در نظرم كاهشي پديد آيد چنانكه در جسمم پديد آمد، و پيش از آن كه خواهشها و دگرگوني‏هاي دنيا به تو هجوم آورند، و پذيرش و اطاعت مشكل گردد، زيرا قلب نوجوان چونان زمين كاشته نشده، آماده پذيرش هر بذري است كه در آن پاشيده شود.پس در تربيت تو شتاب كردم، پيش از آن كه دل تو سخت شود، و عقل تو به چيز ديگري مشغول گردد، تا به استقبال كارهايي بروي كه صاحبان تجربه، زحمت آزمون آن را كشيده‏اند، و تو را از تلاش و يافتن بي‏نياز ساخته‏اند، و آنچه از تجربيّات آنها نصيب ما شد، به تو هم رسيده، و برخي از تجربيّاتي كه بر ما پنهان مانده بود براي شما روشن گردد.پسرم درست است كه من به اندازه پيشينيان عمر نكرده‏ام، امّا در كردار آنها نظر افكندم، و در اخبارشان انديشيدم، و در آثارشان سير كردم تا آنجا كه گويا يكي از آنان شده‏ام، بلكه با مطالعه تاريخ آنان، گويا از اوّل تا پايان عمرشان با آنان بوده‏ام، پس قسمت‏هاي روشن و شيرين زندگي آنان را از دوران تيرگي شناختم، و زندگاني سودمند آنان را با دوران زيانبارش شناسايي كردم، سپس از هر چيزي مهم و ارزشمند آن را، و از هر حادثه‏اي، زيبا و شيرين آن را براي تو برگزيدم، و ناشناخته‏هاي آنان را دور كردم، پس آنگونه كه پدري مهربان نيكي‏ها را براي فرزندش مي‏پسندد، من نيز بر آن شدم تو را با خوبي‏ها تربيت كنم، زيرا در آغاز زندگي قرار داري، تازه به روزگار روي آورده‏اي، نيّتي سالم و روحي با صفا داري.... »

يا علي مدد

+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 22:43  توسط احسان  | 

« به نيكي‏ها امر كن و خود نيكوكار باش، و با دست و زبان بديها را انكار كن، و بكوش تا از بدكاران دور باشي، و در راه خدا آنگونه كه شايسته است تلاش كن، و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد. براي حق در مشكلات و سختي‏ها شنا كن، شناخت خود را در دين به كمال رسان، خود را براي استقامت برابر مشكلات عادت ده، كه شكيبايي در راه حق عادتي پسنديده است، در تمام كارها خود را به خدا واگذار، كه به پناهگاه مطمئن و نيرومندي رسيده‏اي، در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان، كه بخشيدن و محروم كردن به دست اوست، و فراوان از خدا درخواست خير و نيكي داشته باش.

وصيّت مرا بدرستي درياب، و به سادگي از آن نگذر، زيرا بهترين سخن آن است كه سودمند باشد، بدان علمي كه سودمند نباشد، فايده‏اي نخواهد داشت، و دانشي كه سزاوار ياد گيري نيست سودي ندارد.»

يا علي مدد

+ نوشته شده در  جمعه 26 بهمن1386ساعت 23:24  توسط احسان  | 

« پسرم همانا تو را به ترس از خدا سفارش مي‏كنم كه پيوسته در فرمان او باشي، و دلت را با ياد خدا زنده كني، و به ريسمان او چنگ زني، چه وسيله‏اي مطمئن‏تر از رابطه تو با خداست اگر سر رشته آن را در دست گيري.دلت را با اندرز نيكو زنده كن، هواي نفس را با بي اعتنايي به حرام بميران، جان را با يقين نيرومند كن، و با نور حكمت روشنائي بخش، و با ياد مرگ آرام كن، به نابودي از او اعتراف گير، و با بررسي تحولات ناگوار دنيا به او آگاهي بخش، و از دگرگوني روزگار، و زشتي‏هاي گردش شب و روز او را بترسان، تاريخ گذشتگان را بر او بنما، و آنچه كه بر سر پيشينيان آمده است به يادش آور.در ديار و آثار ويران رفتگان گردش كن، و بينديش كه آنها چه كردند از كجا كوچ كرده، و در كجا فرود آمدند از جمع دوستان جدا شده و به ديار غربت سفر كردند، گويا زماني نمي‏گذرد كه تو هم يكي از آناني پس جايگاه آينده را آباد كن، آخرت را به دنيا مفروش، و آنچه نمي‏داني مگو، و آنچه بر تو لازم نيست بر زبان نياور، و در جادّه‏اي كه از گمراهي آن مي‏ترسي قدم مگذار، زيرا خودداري به هنگام سرگرداني و گمراهي، بهتر از سقوط در تباهي‏هاست

يا علي مدد

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 آذر1386ساعت 7:21  توسط احسان  |